غرسه
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
غرسة. [ غ َ س َ ] (ع اِ) قلمه . شاخه ای که از درختی یا نهالی میبرند و در زمین میکارند و ریشه میگیرد. جوانه ٔ غرس کرده شده : غرسة الکرم المطمورة؛ جوانه ٔ یک بوته ٔ مو خوابانیده . ◄ باغ . باغ شاهی . باغی که عادةً آن را آبیاری کنند. ◄ کلنگ (پرنده ). (دزی ج ٢ ص ٢٠٦).
غرسه . [ غ ُ س َ ] (اِخ ) قریه ای است از ناحیه ٔ بین النهرین در بین موصل و نصیبین واقع شده است و تاک و درخت فراوان دارد. (از معجم البلدان ).