غرشمال
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
غرشمال . [ غ ِ رِ ] (ص، اِ) نام گروهی مردم است در ایران و هند که دائماً در حرکت هستند و اسباب چلنگری و غربال میفروشند و ایشان را نفر و فیوج و کولی و غربتی هم گویند. بعضی از اهل لغت آن را با قاف ضبط کردند لیکن زبان ایل مذکور فارسی است پس نامشان هم فارسی است که در آن قاف نیست . (از فرهنگ نظام ). قرشمال .لولی . لوری . کولی . غربال بند. چینگانه . فیوج . غربتی . ◄ لوند . ◄ دشنامی است مزاح گونه که دختران را گویند.