غرق
/vâže/
فرهنگ فارسی معین
(غُ رُ) [ تر. ] (اِ.) نک قرق.
(غَ رْ) [ ع. ] (مص ل.) ۱- در آب فرو رفتن، خفه شدن. ۲- کنایه از: محو چیزی شدن، بی نهایت جذب چیزی شدن.
/vâže/
فرهنگ فارسی معین
(غُ رُ) [ تر. ] (اِ.) نک قرق.
(غَ رْ) [ ع. ] (مص ل.) ۱- در آب فرو رفتن، خفه شدن. ۲- کنایه از: محو چیزی شدن، بی نهایت جذب چیزی شدن.