غزه
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
غزه . [ غ َ زَ / زِ ] (اِ) آواز و صدا و ندا. (برهان قاطع) (جهانگیری ) (آنندراج ). غازه . (برهان قاطع) (جهانگیری ). رجوع به غازه شود. ◄ مخفف غازه به معنی بیخ دم حیوانات چرنده و پرنده . (از برهان قاطع). و ظاهراً یکی از ادات تصغیر است : دمغزه . - پرغزه ؛ رجوع به غازه و پرغزه شود. - دم غزه ؛ مخفف دم غازه به معنی بیخ دم و استخوان میان دم حیوانات . (از برهان قاطع).
غزه . [ غ ُ زَ ] (اِخ ) یا غز . ابن یافث یا ابن منسک بن یافث . رجوع به حبیب السیر چ تهران ج ٣ جزء اول شود.