غزوان
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
غزوان . [ غ َزْ ] (اِخ ) غفاری کوفی، مکنی به ابومالک . تابعی است . رجوع به ابومالک شود.
غزوان . [ غ َزْ ] (اِخ ) ابوحاتم، تابعی است .
غزوان . [ غ َزْ ] (اِخ ) ابن جریر. تابعی و ثقه است . (از تاج العروس ).
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
غزوان . [ غ َزْ ] (اِخ ) غفاری کوفی، مکنی به ابومالک . تابعی است . رجوع به ابومالک شود.
غزوان . [ غ َزْ ] (اِخ ) ابوحاتم، تابعی است .
غزوان . [ غ َزْ ] (اِخ ) ابن جریر. تابعی و ثقه است . (از تاج العروس ).