غشیم
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
غشیم . [ غ َ ] (ع ص ) شخص بی مهارت و بی استعداد. نوآموز بی مهارت . شخص ساده و بی آموزش فریب خورده . گول خورده . آنکه زود گول خورد. دانش آموز بی تجربه . بی دست و پا. مضحک . ناشی . آنکه نمیتواندرلی را بازی کند. ج، غُشم ؟ غُشُم . (دزی ج ٢ ص ٢١٣).