غما
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
غما. [ غ َ ](ع اِ) سقف خانه یا آنچه از خاک و جز آن بالای آن باشد. مثنای آن غَمَوان . ج، اَغمیة، اَغماء . بمعنی غَمی ̍ و غِماء . (از اقرب الموارد). ◄ پوشیدگی . (دهار). ◄ (حرف تنبیه ) تلفظی است ازاَما مبدل اما. گویند «غما واﷲ» بجای «اما واﷲ». رجوع به نشوء اللغة العربیة ص ١٨ و اقرب الموارد شود.
غما. [ غ َم ْ ما ] (معرب، اِ) گاما. نام یکی از حروف یونانی . (الفهرست ابن الندیم ).
غما. [ غ ُم ْ ما ] (اِخ ) قریه ای است در نواحی بغداد در نزدیکی بردان و عکبرا. بهتر آن است که این لفظ به یاء نوشته شود، و دراشعار شاعران از قبیل والبةبن حباب و جحظة برمکی ازاین قریه یاد شده است . رجوع به معجم البلدان شود.