غمار
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(غَ یا غُ) [ ع. ] (اِ.)<BR>۱- گروه مردم.<BR>۲- انبوهی، بسیاری.<br>
فرهنگ فارسی معین
(غَ یا غُ) [ ع. ] (اِ.) ۱- گروه مردم. ۲- انبوهی، بسیاری.
(غَ) [ ع. ] (اِ.) جِ غمر و غمره ؛ سختیها، درشتیها.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
غمار. [ غ ِ ] (اِخ ) رودباری است به نجد. (منتهی الارب ). نام وادیی در نجد و گفته اند ذوالغمار نام جایی است . قعقاع بن حریث گوید : تبصر یا ابن مسعودبن قیس بعینک هل تری ظعن القطین خرجن من الغمارمشرقات تمیل بهن ازواج العهون بذمک یا امرأالقیس استقلت رعان غوارب الجبلین دونی . (از معجم البلدان ).
غمار. [ غ ِ ] (ع اِ) ج ِ غَمر و غَمرَة. (منتهی الارب ) (اقرب الموارد). رجوع به همین کلمه ها شود: و خود را در غمار بوار و تنور دمار نیفکنند. (جهانگشای جوینی ).
غمار. [ غ ُ / غ َ ] (ع اِ) غمارالناس ؛ مردم پراکنده از هر جای . (منتهی الارب ). ◄ گروه مردم . یقال : دخلت غمارالناس ؛ ای فی زحمتهم و کثرتهم . (منتهی الارب ). انبوهی و بسیاری . (غیاث اللغات ). حفلة.