غمزدای
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
غمزدای . [ غ َ زِ / زُ ] (نف مرکب ) زداینده ٔ غم . غمزدا. رجوع به غمزدا شود : پاینده باد میر بشادی و فرخی بر کف گرفته باده ٔ رنگین غمزدای . فرخی . طبع حسان مصطفایی کو تا ثناهای غمزدای آرد. انوری . ◄ (اِ مرکب ) نام روز هشتم است از ماههای ملکی . (برهان قاطع). غمگسار. (ناظم الاطباء). رجوع به غمگسار شود.