واژه‌جو

غملیج

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

غملیج . [ غ ِ ] (ع ص ) بمعنی غَملَج .(منتهی الارب ) (اقرب الموارد). رجوع به غَملَج شود. ◄ درشت اندام درازبالا. آنکه اندامی درشت وقامتی بلند دارد. الغلیظ الجسم الطویل . (المنجد).

معنی غملیج | واژه‌جو