غمم
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
غمم . [ غ َ م َ ] (ع مص ) فروگرفتن موی پیشانی و قفا را. (منتهی الارب ). ◄ از عیوب خلقیه ٔ اسب است و آن بسیار بودن موی پیشانی است چنانکه چشم را فراگیرد. (از صبح الاعشی ج ٢ ص ٢٤).
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
غمم . [ غ َ م َ ] (ع مص ) فروگرفتن موی پیشانی و قفا را. (منتهی الارب ). ◄ از عیوب خلقیه ٔ اسب است و آن بسیار بودن موی پیشانی است چنانکه چشم را فراگیرد. (از صبح الاعشی ج ٢ ص ٢٤).