غمناک گشتن
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
غمناک گشتن . [ غ َ گ َ ت َ ] (مص مرکب ) غمگین شدن . اندوهناک شدن : در ساعتی خبر یافتند و به امیر محمود رسانیدند، سخت غمناک گشت . (تاریخ بیهقی چ ادیب ص ٢٤٩). رجوع به غمناک شدن و غمناک گردیدن شود.
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
غمناک گشتن . [ غ َ گ َ ت َ ] (مص مرکب ) غمگین شدن . اندوهناک شدن : در ساعتی خبر یافتند و به امیر محمود رسانیدند، سخت غمناک گشت . (تاریخ بیهقی چ ادیب ص ٢٤٩). رجوع به غمناک شدن و غمناک گردیدن شود.