غنی آباد
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
غنی آباد. [ غ َ ] (اِخ ) دهی است از دهستان حومه ٔ بخش مرکزی شهرستان دامغان که در ٧هزارگزی جنوب دامغان واقع است و تا ایستگاه راه آهن ٤هزار گز فاصله دارد. جلگه و معتدل است . سکنه ٔ آن ٤٠٠ تن که فارسی زبانند. آب آن از قنات تأمین میشود. محصولات آن غلات، پسته، انگور و حبوبات است . شغل اهالی زراعت، گله داری و کرباس بافی است . اتومبیل از طریق ورکیان و امامزاده جعفر میتوان برد. از کویر، نمک استخراج و حمل میکنند. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ٣).
غنی آباد. [ غ َ ] (اِخ ) دهی است جزء دهستان غار بخش ری شهرستان تهران که در ده هزارگزی خاوری شهر ری واقع است . در دامنه ٔ کوه قرار دارد وهوای آن معتدل و سکنه ٔ آن ٢٢٣ تن است . آب آن از قنات تأمین میشود. محصولات آن غلات، صیفی و چغندرقند است . شغل اهالی زراعت و گله داری است . کارخانه ٔ ذوب مس در نزدیکی این آبادی است، و سر راه ماشین رو تهران به پارچین قرار دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ١).
غنی آباد. [ غ َ ] (اِخ ) دهی است از دهستان دستگردان بخش طبس شهرستان فردوس که در ١٠٤هزارگزی شمال طبس واقع است . جلگه و گرمسیر است . سکنه ٔآن ٧٦ تن که فارسی زبانند. آب آن از قنات تأمین میشود. محصول آن غلات، گاورس، ذرت و شغل اهالی زراعت است . راه مالرو دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ٩).