غنیم/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهفرهنگ فارسی معینفرهنگ فارسی معین(غَ) [ ع. ] (اِ.) ۱- غنیمت. ۲- در فارسی به معنای دشمن. ۳- حریف در کُشتی.واژه قبلی: غنیواژه بعدی: غنیمت