غوات
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
غوات . [ غ ُ ] (ع ص، اِ) غُواة. ج ِ غاوی . (اقرب الموارد). گمراهان و نادانان و تباهکاران . رجوع به غُواة شود : بداند که مرارت آن کأس و حرارت آن بأس کافه ٔکفار را عام است، واو چون دیگر غوات ولات هند در آن مشارک و مساهم . (ترجمه ٔ تاریخ یمینی چ ١٢٧٢ ص ٣٥٤).