غواث
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
غواث . [ غ ُ ] (ع اِ) فریاد و نالش . فتح غین در آن شاذ است چه در اصوات چیزی بفتح نیامده جز این کلمه، و معمولاً بضم می آیند مانند بکاءو دعاء، و بکسر مانند نداء و صیاح . فراء گوید: اجاب اﷲ غواثه . (از منتهی الارب ) (آنندراج ). اسم است از تغویث، یعنی واغوثاه گفتن . غَوث . (از اقرب الموارد)
غواث . [ غ َ ] (ع اِ) بمعنی غُواث . فراء گوید: از اصوات جزء غَواث چیزی بفتح اول نیامده است . (از اقرب الموارد). غوث . رجوع به ُغواث شود. ◄ توشه . زاد. (در لغت یمن ). (از اقرب الموارد).