غوار
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
غوار. [ غ ِ ] (ع مص ) تاراج کردن . (منتهی الارب ). غارت . (از اقرب الموارد). رجوع به غارت و غارة شود. ◄ یکدیگر را غارت کردن . مغاورة. (المصادر زوزنی ). به این معنی مصدر دوم باب مفاعله است .
غوار. [ غ َوْ وا ] (ع ص ) آنکه مشق دویدن میکند. مسابقه کننده در دویدن . ◄ (اِ) زمین باتلاقی . ◄ گرداب . غرقاب . (دزی ج ٢ ص ٢٣٠).