غوایة
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
غوایة. [ غ َ ی َ ] (ع مص ) بیراه شدن . (المصادر زوزنی ) (دهار). بیراه شدن و نومید شدن . (تاج المصادر بیهقی ). گمراه شدن . (ترجمان علامه ٔجرجانی تهذیب عادل ). گمراهی . (غیاث اللغات ). بمعنی غَی ّ. (منتهی الارب ). بیراهی . ◄ (اصطلاح تصوف ) حالتی است که برای سالک در سلوک دست دهد یعنی سالک آنچه را موجب وصول به مطلوب است ندارد و در آن خطا میکند، و تعریف غوایت به اینکه سالک موجبات وصول به مطلوب را نداشته باشد درست نیست، زیرا کسی که از تحصیل مطالب به کلی بازنشیند و اصلاً رهروی نکند فاقد موجبات غوایت نیست، و قول بعضی را که گفته اند: غوایت پیمودن راهی است که به مقصد نرسد نیز نمیتوان پذیرفت . (از کشاف اصطلاحات الفنون چ استانبول ج ٢ ص ١٠٩٩).