واژه جو

غوطه ور کردن

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

غوطه ور کردن . [ طَ / طِ وَ ک َ دَ ] (مص مرکب ) فروبردن چیزی یا کسی را در آب . سر در آب فروبردن . غوطه دادن . غوته دادن . رجوع به غوطه و غوته شود.

معنی غوطه ور کردن | واژه جو