غیم/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهفرهنگ فارسی معینفرهنگ فارسی معین(غِ یا غَ) [ ع. ] (اِ.) ۱- ابر، ابر بارنده. ۲- مه.مترادفها و واژههای مرتبطابر، سحاب، غمام، غمامه، غیمه، غینمزوا، مهواژه قبلی: غیلهواژه بعدی: غیمه