غیمه/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهفرهنگ فارسی معینفرهنگ فارسی معین(غَ یا غِ مَ یا مِ) [ ع. غیمه ] (اِ.) ۱- یک ابر، یک غیم. ۲- مهی غلیظ. ۳- یکی اسفنج.واژه قبلی: غیمواژه بعدی: غین