غینة
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
غینة. [ غ َ ن َ ] (اِخ ) موضعی است به یمامه . (منتهی الارب ) (از معجم البلدان ). اعشی گوید : حتی تحمل منه الماء تکلفة روض القطا فکثیب الغینة السهل . (از معجم البلدان ).
غینة. [ غ َ ن َ ] (ع اِ) درختستان بی آب . (منتهی الارب ). درختان بی آب . (آنندراج ). درختان درهم رفته ٔ بی آب . و اگر آب داشته باشد غیضه است . ◄ الغینة الشجراء؛ به همان معنی مذکور یعنی درختان درهم رفته ٔ بی آب است، چنانکه گویند: الغیضة الخضراء. (از اقرب الموارد).
غینة. [ ن َ ] (ع اِ) آنچه برود از مردار. (مهذب الاسماء). زرداب و ریم که از مردار پالاید. (منتهی الارب ). زرداب و ریم، و بقولی آنچه از مرده جاری شود، یا چیزی که از جیفه درآید. (از اقرب الموارد).