غین
/vâže/
فرهنگ فارسی معین
(غَ یا غ) [ ع. ] ۱- (مص ل.) شوریدن دل. ۲- ابری شدن آسمان. ۳- (مص م.) مشغول کردن چیزی ذهن را. ۴- غلبه کردن شهوت بر دل کسی. ۵- (اِمص.) تشنه بودن.
(غَ) (اِ.) ۱- بیست و دومین حرف از الفبای فارسی. ۲- کنایه از بلبل: چون این حرف به حساب ابجد برابر با عدد ۱۰۰ میباشد و بلبل را نیز هزار یا هزاردستان خوانند.