فارجک
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
فارجک . [ رِ ج َ ] (اِخ ) محله ٔ بزرگی در بخارا. (از معجم البلدان ). این کوی در زمان نصربن احمد سامانی در اثر یک حریق عظیم سوخته است . رجوع به تاریخ بخارای نرشخی ص ١١٣ و کلمه ٔ فارزه شود.
فارجک . [ رِ ج َ ] (اِخ ) مدرسه ای که در محله ٔ فارجک بخارا بوده است . نرشخی گوید: هم به روزگار امیر سعید نصربن احمدبن اسماعیل در ماه رجب سال بر سیصدوبیست وپنج در بخارا آتش افتاد و جمله ٔبازارها بسوخت، و آغاز آن از دکان هریسه پزی بود به دروازه ٔ سمرقند که خاکستر از زیر دیگ برداشت و به بام آورد... پاره ای آتش در میان خاکستر بود و وی ندانسته بود باد برد و آن آتش بر تواره زد و آن تواره درگرفت و از آن جمله ٔ بازار و مدرسه ٔ فارجک ... و کوی بکار و تیمچه های بازار و مدرسه ٔ فارجک ... و آنچه در بخارا بود بدان جانب همه بسوخت . (تاریخ بخارا ص ١١٣).