فارز
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
فارز. [ رِ ] (ع اِ) جد مورچگان سیاه . (منتهی الارب ). ◄ به عربی مورچه ٔ سیاه یا سرخی است . (فهرست مخزن الادویه ). ◄ (ص ) لسان فارز؛ زبان روشن . کلام فارز؛ سخن پیدا و روشن . (از منتهی الارب ).
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
فارز. [ رِ ] (ع اِ) جد مورچگان سیاه . (منتهی الارب ). ◄ به عربی مورچه ٔ سیاه یا سرخی است . (فهرست مخزن الادویه ). ◄ (ص ) لسان فارز؛ زبان روشن . کلام فارز؛ سخن پیدا و روشن . (از منتهی الارب ).