فارسکوری
/vâže/
لغتنامه دهخدا (نسخه SQL)
فارسکوری . [ رَ ری ](ص نسبی ) منسوب به فارسکور. رجوع به فارسکور شود.
فارسکوری . [ رَ ری ] (اِخ ) عمربن محمدبن ابی بکر. ادیب از علمای عرب و منسوب به فارسکور از قریه های مصر که زادگاه و آرامگاه او بود. وی در دمیاط در گذشت . از کتابهای او یکی «جوامع الاعراب و لوامع الاَّداب » و دیگر «نظم القطر»، «ناشئةاللیل »، «نظم الارتشاف » و رسالاتی در علم هیأت معروف است . (از اعلام زرکلی ج ٢ ص ٧٢٣).