فارق
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
فارق . [ رِ ] (ع ص )نعت فاعلی از فَرق و فرقان . آنکه میان حق و باطل فرق گذارد. (از اقرب الموارد). جداکننده . ممیز. تأنیث آن فارقة. ج، فارقات، فوارق . ◄ ماده شتری که از درد زایمان به خود پیچد. ج، فوارق، فُرَّق، فُرُق . (از اقرب الموارد). ◄ ماده خری که ازدرد زایمان به خود پیچد. (آنندراج ). ◄ پاره ابری که از ابرها جدا افتد. (از اقرب الموارد). - قیاس مع الفارق ؛ قیاس کردن چیزی با چیز دیگر بلا مناسبت و اشتراک میان هر دو. (آنندراج ). رجوع به قیاس شود.