فاعوسة
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
فاعوسة. [ س َ ] (ع ص، اِ) مؤنث فاعوس . رجوع به فاعوس شود. ◄ آتشی که دود ندارد. (اقرب الموارد). ◄ کُس، بدان جهت که گشاده گردد. (منتهی الارب ) (آنندراج ). به عربی فرج را گویند جهت آنکه منفعس یعنی منفرج میگردد. (فهرست مخزن الادویه ).