فاعوس
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
فاعوس . (ع اِ) به عربی اسم حیه است، و وعل را نیز نامند. (فهرست مخزن الادویه ). مار. (اقرب الموارد). ◄ سر نره . (آنندراج ). ◄ بلا و پیش آمد. ◄ کوزه ٔ سرتنگ که از آن آب خورند. ◄ نام یکی از بازیهای عرب . (از اقرب الموارد) (آنندراج ). ◄ (ص ) سنگین و سالمند از چهارپایان . (اقرب الموارد).