فخر/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهفرهنگ فارسی معینفرهنگ فارسی معین(فَ خْ) [ ع. ] ۱- (مص ل.)نازیدن، مباهات کردن. ۲- (اِمص.) بزرگ منشی، افتخار.مترادفها و واژههای مرتبطافتخار، بالندگی، تفاخر، سرافرازی، غرور، مباهات، ناز، نازش، نازیدنواژه قبلی: فخذواژه بعدی: فخفره