فخفره/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهفرهنگ فارسی معینفرهنگ فارسی معین(فَ فَ رِ) (اِ.) ۱- سبوس آرد گندم یا جو. ۲- نخاله، زنگ زده. ۳- کهنه و مانده.واژه قبلی: فخرواژه بعدی: فخم