فرا بریدن
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(~. بُ دَ) (مص م.)<BR>۱- به پایان رساندن.<BR>۲- مسکوت گذاشتن مطلب یا کاری.<br>
فرهنگ فارسی معین
(~. بُ دَ) (مص م.) ۱- به پایان رساندن. ۲- مسکوت گذاشتن مطلب یا کاری.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
فرابریدن . [ ف َ ب ُ دَ ] (مص مرکب ) به پایان رساندن و سر چیزی را با دقت هم آوردن : [ امیر مسعود ] امیدهای فراوان داد و آن حدیث فرابرید. (تاریخ بیهقی ).