فرابسته
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
فرابسته . [ ف َ ب َ ت َ / ت ِ ] (ن مف مرکب )زیادت بود. (فرهنگ اسدی چ عباس اقبال ) : ای جای جای کاسته به خوبی باز از تو جای جای فرابسته . دقیقی (از اسدی ). مؤلف در حاشیه ٔ نسخه ٔ چاپ مأخذ فوق حدس زده اند که صحیح آن «فزایسته » باشد، و صحت این حدس قطعی به نظر میرسد.