فراط
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
فراط. [ ف ُرْ را ] (ع ص، اِ) ج ِفارط. (اقرب الموارد). رجوع به فارط و فوارط شود.
فراط. [ ف ِ] (ع ص ) الماء الفراط؛ آبی که هر یک از قبیله ها بدوسبقت جوید او را بود. (اقرب الموارد). آبی که هرکه پیش آید آن را، او را بود از قبیله . (منتهی الارب ).