فرح آباد
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
فرح آباد. [ ف َ رَ ] (اِخ ) دهی است از دهستان بلوک شرقی بخش مرکزی شهرستان دزفول، واقعدر ١٨هزارگزی جنوب دزفول و ١٣هزارگزی جنوب شوسه ٔ شوشتر به دزفول . ناحیه ای است واقع در دشت و گرمسیر که دارای سیصد تن سکنه است . از رودخانه ٔ دز مشروب میشود. محصولاتش غلات، برنج و کنجد است . اهالی به کشاورزی گذران میکنند. راه مالرو دارد. ساکنین از طایفه ٔ عشایر بختیاری هستند. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ٦).
فرح آباد. [ ف َ رَ ] (اِخ ) ده کوچکی است از دهستان اراضی نیزار بخش مرکزی شهرستان قم که دارای ٣٠ تن سکنه است . (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ١).
فرح آباد. [ ف َ رَ ] (اِخ ) دهی است از دهستان زنگی آباد بخش مرکزی شهرستان کرمان، سر راه فرعی زرند به کرمان . ناحیه ای است واقع در جلگه و معتدل که دارای ٦٠٠ تن سکنه است . از قنات مشروب میشود. محصولاتش غلات، حبوب و میوه جات است . اهالی به کشاورزی گذران می کنند. از صنایع دستی آنها قالی بافی با نقشه است . (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ٨).