فرخ زند
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
فرخ زند. [ ف َرْ رُ خ ِ زَ ] (اِخ ) محمدحسن خان، مشهور به خانلارخان . به نوشته ٔ مؤلف مجمعالفصحاء پسر علی مرادخان زند و نوه ٔ محمدحسن خان قاجار جد اعلای قاجاریه است . وی مقرب دربار فتحعلی شاه قاجار بود، و در سال ١٢٣٧هَ .ق . در کرمان به قتل رسید. این اشعار از اوست : ملک سرشت و کواکب سپاه و مه رخسار جهان پناه و فلک بارگاه و مهرسپهر ولی نواز و مخالف گداز و روشن رای فرشته طینت و آدم نژاد و پاک گهر. مثنوی جمشید و خورشید را هم صاحب الذریعة به او نسبت داده است . (از ریحانة الادب ج ٣). و رجوع به الذریعة ج ٥ص ١٣٣ شود.