فرمانی
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
فرمانی . [ ف َ] (ص نسبی ) به فرمان . مطیع. فرمان بردار : گر بدو بنگری امروز یکی لحظت طاعتی گردد و بیچاره و فرمانی . ناصرخسرو.
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
فرمانی . [ ف َ] (ص نسبی ) به فرمان . مطیع. فرمان بردار : گر بدو بنگری امروز یکی لحظت طاعتی گردد و بیچاره و فرمانی . ناصرخسرو.