فرناس/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهفرهنگ فارسی معینفرهنگ فارسی معین(فَ) (ص.)۱ - غافل، نادان. ۲- خواب آلود.(فِ) (اِ.) ۱- مهتر روستاییان. ۲- شیر ستبر گردن و دلیر.واژه قبلی: فرنادواژه بعدی: فرنج