فرنج/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهفرهنگ فارسی معینفرهنگ فارسی معین(فِ رِ) (اِ.) نیم تنه نظامی.(فُ رُ) (اِ.) پیرامون دهان، گرداگرد دهان.واژه قبلی: فرناسواژه بعدی: فرنجمشک