فرنل
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
فرنل . [ ف ِ ن ِ ] (اِخ )کسی که بهمراه یک هیأت فرانسوی و بعنوان رئیس هیأت در سال ١٨٥٢ م . برای تحقیق در تمدن بابل قدیم مأمور شد. (از ایران باستان تألیف پیرنیا ج ١ ص ٥٤).
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
فرنل . [ ف ِ ن ِ ] (اِخ )کسی که بهمراه یک هیأت فرانسوی و بعنوان رئیس هیأت در سال ١٨٥٢ م . برای تحقیق در تمدن بابل قدیم مأمور شد. (از ایران باستان تألیف پیرنیا ج ١ ص ٥٤).