فرهذ
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
فرهذ. [ ف ُ هَُ / ف َ هََ ] (ع ص ) مرد گرداندام درشت شتاب زده . ◄ مرد نازک پرگوشت . (منتهی الارب ). ◄ (اِ) بچه ٔ شیر. (آنندراج ). و این لغت عمانی است . (اقرب الموارد). ◄ (ص ) کودک پرگوشت خوب صورت . فرهود. (آنندراج ). الغلام الممتلی ٔ الحسن . (اقرب الموارد).
فرهذ. [ ف َ هَُ ] (ع ص ) فرهود. کودک پرگوشت خوب صورت . (آنندراج ).