فرو شدن
/vâže/
فرهنگ فارسی معین
(فُ. شُ دَ) (مص ل.) ۱- پایین رفتن. ۲- به زیر رفتن. ۳- فرود رفت. ۴- غروب کردن، ناپدید شدن. ۵- داخل شدن. ۶- غوطه ور شدن. ۷- غرق شدن. ۸- انحطاط یافتن، سقوط کردن. ۹- نابود شدن. ۱۰ - پوشیده ماندن.
/vâže/
فرهنگ فارسی معین
(فُ. شُ دَ) (مص ل.) ۱- پایین رفتن. ۲- به زیر رفتن. ۳- فرود رفت. ۴- غروب کردن، ناپدید شدن. ۵- داخل شدن. ۶- غوطه ور شدن. ۷- غرق شدن. ۸- انحطاط یافتن، سقوط کردن. ۹- نابود شدن. ۱۰ - پوشیده ماندن.