فرو رفته/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهفرهنگ فارسی معینفرهنگ فارسی معین(فُ. رَ تِ) (ص مف.) اندوهگین، مغموم.مترادفها و واژههای مرتبطگود، مقعرغرغرقواژه قبلی: فرو داشتواژه بعدی: فرو شدن