فرو نوشتن
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(~. نِ وِ تَ) (مص م.) طی کردن، درنوردیدن.<br>
فرهنگ فارسی معین
(~. نِ وِ تَ) (مص م.) طی کردن، درنوردیدن.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
فرونوشتن . [ ف ُ ن ِ وِ ت َ ] (مص مرکب ) نوشتن . (یادداشت بخط مؤلف ). رجوع به نوشتن شود.
فرونوشتن . [ ف ُ ن َ وَ ت َ ] (مص مرکب ) فرونوردیدن . (یادداشت بخط مؤلف ). رجوع به فرونوردیدن و نوردیدن شود.