فرو واریدن/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهلغتنامه دهخدافرهنگ فارسی معینلغتنامه دهخدا(~. دَ) (مص م.) به دهان فرو بردن.<br>فرهنگ فارسی معین(~. دَ) (مص م.) به دهان فرو بردن.واژه قبلی: فرو نگریستنواژه بعدی: فرو کشتن