فرو واریدن/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهفرهنگ فارسی معینفرهنگ فارسی معین(~. دَ) (مص م.) به دهان فرو بردن.واژه قبلی: فرو نگریستنواژه بعدی: فرو کشتن