فرو کشتن/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهفرهنگ فارسی معینفرهنگ فارسی معین(~. کُ تَ) (مص م.) خاموش کردن.واژه قبلی: فرو واریدنواژه بعدی: فرو گذاردن