فرو گذاردن/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهفرهنگ فارسی معینفرهنگ فارسی معین(~. گُ دَ) (مص م.) ۱- ترک کردن، رها کردن. ۲- اِهمال کردن، کوتاهی کردن.واژه قبلی: فرو کشتنواژه بعدی: فروار