فرود داشتن
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(فُ. تَ) (مص ل.)<BR>۱- پایین داشتن.<BR>۲- به آخر رسانیدن.<BR>۳- نگه داشتن، محافظت کردن.<br>
فرهنگ فارسی معین
(فُ. تَ) (مص ل.) ۱- پایین داشتن. ۲- به آخر رسانیدن. ۳- نگه داشتن، محافظت کردن.
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(فُ. تَ) (مص ل.)<BR>۱- پایین داشتن.<BR>۲- به آخر رسانیدن.<BR>۳- نگه داشتن، محافظت کردن.<br>
فرهنگ فارسی معین
(فُ. تَ) (مص ل.) ۱- پایین داشتن. ۲- به آخر رسانیدن. ۳- نگه داشتن، محافظت کردن.