فرودآویختن
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
فرودآویختن .[ ف ُ ت َ ] (مص مرکب ) پایین آمدن . (یادداشت بخط مؤلف ). فروآویختن : آنکه مسترخی گردد و فرودآویزد. (ذخیره ٔ خوارزمشاهی ). رجوع به فروآویختن شود.
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
فرودآویختن .[ ف ُ ت َ ] (مص مرکب ) پایین آمدن . (یادداشت بخط مؤلف ). فروآویختن : آنکه مسترخی گردد و فرودآویزد. (ذخیره ٔ خوارزمشاهی ). رجوع به فروآویختن شود.